لحظه های عاشقانه

زن نصف شب از خواب بیدار می‌‌شود و می‌‌بیند که شوهرش در رختخواب نیست، ربدشامبرش را می‌‌پوشد و به دنبال او به طبقه ی پایین می‌‌رود،و شوهرش در آشپزخانه نشست بود در حالی‌ که یک فنجان قهوه هم روبرویش بود . در حالی‌ که به دیوار زل زده بود در فکری عمیق فرو رفته بود...

زن او را دید که اشک‌هایش را پاک می‌‌کرد و قهوه‌اش را می‌‌نوشید...

زن در حالی‌ که داخل آشپزخانه می‌‌شد آرام زمزمه کرد : "چی‌ شده عزیزم؟ چرا این موقع شب اینجا نشستی؟"

شوهرش نگاهش را از قهوه‌اش بر می‌‌دارد و میگوید : هیچی‌ فقط اون موقع هارو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات می‌‌کردیم، یادته؟

زن که حسابی‌ تحت تاثیر احساسات شوهرش قرار گرفته بود، چشم‌هایش پر از اشک شد ا گفت: "آره یادمه..."

شوهرش به سختی‌ گفت:

_ یادته که پدرت ما رو وقتی‌ که رو صندلی عقب ماشین بودیم پیدا کرد؟

_آره یادمه (در حالی‌ که بر روی صندلی‌ کنار شوهرش نشست...)

_یادته وقتی‌ پدرت تفنگ رو به سمت من نشون گرفته بود و گفت که یا با دختر من ازدواج میکنی‌ یا ۲۰ سال می‌‌فرستمت زندان ؟!

_آره اونم یادمه...
مرد آهی می‌‌کشد و می‌‌گوید: اگه رفته بودم زندان الان آزاد شده بودم.....

/ 10 نظر / 38 بازدید
شیدا

سلام ممنون که سرزدی و دعوتم کردی..این روزا سرم خلوته یعنی همیشه همن جوری بوده فقط یه حادثه چندروز سرگرمم کرده بود.. داستان زیبایی بود و خیلی با احساس.. شاد باشی.[لبخند]

عاطفه جون

کاش تو ي فصلاي زشت سرنوشت يکي اين دلتنگيامو مي نوشت يکي از دستاي سرد ارزو گرمي دستاي عشق و مي گرفت يکي که سکوت تنهاييم رو با صداي ساز شکستش بشکنه يکي که تو قاب خالي دلم نقش زيباي خدا رو بکشه

الهام

سلام. آقای امیر مهدی من اون بلاگمو جمع کردم و یکی دیگه داره با اسم من اونو ادامه میده و در واقع داره سو’ استفاده میکنه... خاستم بدونین من نیستم.

خلوت دل

آمد رمضان هست دعا را اثري دارد دل من شور و نواي دگري ما بنده عاصي و گنهكار توييم اي داور بخشنده بما كن نظري

عاطفه جون

______________________$$_________$$$ _____________________$$$$_______$$$___$$$$$ ____________________$$$$$$_____$$$___$$$$$$$ ___________________$$$_$$$$___$$$__$$$$____$ ___________________$____$$$$_$$$$_$$$ _______________________$$$$$$$$$$$$$$ _____________________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ ___________________$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$ ..____________@ __$$____$$$$_$$$_$$$__$$$$$ _________€€€€€€€€$____$$$$___$$__$$$$___$$$ ______€€€€€€€€€€€€€€__$$$_____$$___$$$____$$ ____€€€€€€€€€€€€€€€€€€_$$_____$$$___$$$____$ ___€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€_$$_____$$____$$$ __€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€_$_____$$$____$$ _€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€____ __$$$____$ €€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€______$$$ $$$___$$$___$$$___$$$___$$$_____$$$ _°_____°______°_____°_____°_____ _$$$ _____________€__________________$$$ _____________€__________________$$$ _____________€_________________$$$$ _____________€._______________$$$$$ _____________€..____________ $$$$$$$$ ____________€€€€€€€._..-♥*°*♥-.._ ~~~*°*~~~

سخن خوب

امشب رحمت دوست جاريست، مانند رود، نه! مانند باران، اگر دلتان لرزيد، بغضتان ترکيد، کسي اينجا محتاج دعاست، اگر يادتان بود باران گرفت دعايي به حال من بيابان کنيد[گل]

خلوت دل

سلام مهربون خوب و سلامتین ؟ خواستم بگم آپم خوشحال می شم بهم یه سری بزنین [گل][گل][گل]

عاطفه

هر که آید گوید: گریه کن، تسکین است گریه آرام دل غمگین است چند سالی است که من می گریم در پی تسکینم ولی ای کاش کسی می دانست چند دریا بین ما فاصله است من و آرام دل غمگینم